جنگ رمضان و ظهور محور عربی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ نخستینبار اصطلاح «محور عربی نوظهور» در سخنرانی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در اوایل سال جاری میلادی مطرح شد. این محور هنوز در حال شکلگیری است و به سطح یک اتحاد رسمی ارتقا نیافته، بلکه اکنون در قالب یک ائتلاف شکننده است که کشورهایی مانند عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان و مصر را در بر میگیرد.
سفر رسمی رئیسجمهور ترکیه به عربستان و مصر نشاندهنده تلاش ترکیه برای تأثیرگذاری در توازن قدرت منطقه غرب آسیاست
وزیر سابق اطلاعات پاکستان در این زمینه تأکید کرد، اکنون موقعیت مناسب برای غرب آسیا وجود دارد تا هسته یک ائتلاف منطقهای جدید برای تقویت امنیت منطقهای شکل بگیرد؛ ائتلافی که پاکستان، عربستان سعودی، ترکیه و مصر را در بر میگیرد و احتمال پیوستن دیگر کشورها وجود دارد تا امنیت منطقهای را بدون اتکای کامل به قدرتهای غربی تقویت کند.
اساس شکلگیری محور عربستان، پاکستان، ترکیه و مصر بر پایه روابط سنتی، مذهبی و امنیتی صورت گرفته است. امضای قرارداد دفاعی میان عربستان و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی از مهمترین نشانههای بروز و شکلگیری این محور نوظهور است.
بر اساس این توافق، هرگونه تجاوز علیه یکی از طرفها به عنوان حمله علیه هر دو تلقی میشود، اقدامی که روابط سنتی ریاض و اسلامآباد را به سطح راهبردی و رسمی ارتقا میدهد و به عربستان سعودی امکان میدهد وزن خود را در جنوب آسیا افزایش دهد.
سفر رسمی رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه به عربستان سعودی و مصر در فوریه نیز نشاندهنده تلاش ترکیه برای مشارکت در تحولات منطقهای و تأثیرگذاری در توازن قدرت منطقه غرب آسیاست.
روابط ترکیه و عربستان سعودی پس از سالها تنش در سال 2018 میلادی بهبود قابلتوجهی یافت و این بهبود در قالب سرمایهگذاریهای مشترک و پروژههای حوزه انرژیهای تجدیدپذیر و همچنین همکاری امنیتی رو به رشد نمود یافت. علاوه بر این، قاهره و آنکارا پس از سالها تنش وارد مرحله تولید مشترک تسلیحات و تبادل اطلاعات شدند که از طریق توافقی به ارزش 350 میلیون دلار منعقد شده است.
این توافق میتواند دسترسی دریایی رژیم صهیونیستی را از طریق تقویت توان لجستیکی مصر در کانال سوئز و شمال آفریقا تحت فشار بگذارد. ترکیه با ورود به این ائتلاف به عنوان شریک عربستان و پاکستان، نفوذ خود را در دریای عرب و مدیترانه شرقی تثبیت میکند.
تحرکات مقامهای این چهار کشور اسلامی بهویژه پس از جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نشان میدهد که تلاشهایی جدی برای هماهنگی مواضع منطقهای در حال شکلگیری است، هرچند هنوز به سطح یک اتحاد رسمی نرسیده است. وزیران امور خارجه این چهار کشور اسلامی در کمتر از یک ماه دو بار جلسه تشکیل دادند.
نشست نخست چهارجانبه وزیران امور خارجه پاکستان، ترکیه، عربستان سعودی و مصر در شهر اسلامآباد و به میزبانی محمد اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان و با حضور هاکان فیدان، بدر عبدالعاطی و فیصل بن فرحان وزیران امور خارجه ترکیه، مصر و عربستان برگزار شد.
نشست دوم با حضور فیصل بن فرحان، محمد اسحاق دار، بدر عبدالعاطی، و هاکان فیدان در حاشیه مجمع دیپلماسی آنتالیا برگزار شد. همچنین محمد شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان نیز در یک ماه، دو بار به عربستان سعودی سفر کرد.
دلایل شکلگیری این محور اسلامی چند لایه و چندوجهی است. نخست، اینکه عربستان تلاش دارد نفوذ رژیم صهیونیستی و امارات را مهار و رهبری خود بر جهان عرب را تثبیت کند، خصوصا که روابط تاریخی و مذهبی با پاکستان و کمکهای نظامی و مالی به اسلامآباد، باعث شده است پاکستان محور اصلی نفوذ ریاض در جنوب آسیا باشد.
دوم، اینکه امنیت راهبردی پاکستان از طریق این محور تقویت میشود؛ در شرایطی که تهدیدات هند و نوسانات امنیتی افغانستان همچنان پابرجاست، حمایت عربستان از پاکستان توان دفاعی و سیاسی اسلامآباد را افزایش میدهد.
سوم، اینکه ترکیه به عنوان عضو مکمل محور، ترکیبی از امنیت و نفوذ ژئوپلیتیک را در مدیترانه و غرب آسیا ایجاد و توان راهبردی محور را تقویت میکند. مصر نیز خواهان افزایش قدرت نفوذ خود در منطقه و ایجاد محور قدرتمند در مقابل سیاستهای تهاجمی رژیم صهیونیستی است.
از اهداف تشکل این محور، هماهنگی بیشتر در برابر منازعه اعراب و رژیم صهیونیستی است. عربستان پیش از تنش اخیر در منطقه، عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی را منوط به داشتن مسیری قابل اعتماد برای ایجاد دولت فلسطین میدانست، موضعی که با ملاحظات داخلی و افکار عمومی محافظهکار همراستاست.
همچنین برای موفقیت پروژههای توسعهای مانند چشمانداز 2030، عربستان به محیط منطقهای باثبات و پایدار نیاز دارد، اما سیاستهای تهاجمی رژیم صهیونیستی به این ثبات کمک نمیکند.
یارکشیهای جدید و کاهش وابستگی به قدرتهای فرامنطقهای نشان میدهد بازیگران منطقهای در حال اتخاذ رویکردی فرصتطلبانه و انعطافپذیر هستند
این ائتلاف اسلامی دارای عناصر اصلی قدرت است؛ پاکستان با توانمندیهای نظامی ازجمله داشتن سلاح هستهای، ترکیه بهعنوان عضو ناتو، عربستان بهخاطر ثقل اقتصادی و نفتی، مصر بهعنوان کشور محوری در جهان عرب و آفریقا. این تداخل و همپوشانی در نقشها میتواند پایهای راهبردی برای یک اتحاد منطقهای وسیع باشد که معادلات امنیتی را در غرب آسیا بازتعریف کند.
بهره سخن
شکلگیری محورهای نوظهور و قطببندی نوین، منطقه غرب آسیا را به میدان رقابتی چندقطبی و پویا تبدیل میکند. این قطببندی نوین که بازتاب کاهش اعتماد بازیگران منطقهای به تضامین امنیتی آمریکاست، امکان دارد موجب کاهش نقش قدرتهای فرامنطقهای در تحولات امنیتی و سیاسی غرب آسیا شود. در چنین شرایطی، بازیگران منطقهای به سمت تشکیل ائتلافهای خودکفا و مستقل حرکت و تلاش میکنند وزن راهبردی خود را در تعیین موازنه قدرت منطقهای افزایش دهند.
در این چارچوب امنیت، اقتصاد و فناوری احتمالاً نقش همزمان در تعیین جایگاه بازیگران ایفا میکنند. یارکشیهای جدید و کاهش وابستگی به قدرتهای فرامنطقهای نشان میدهد بازیگران منطقهای در حال اتخاذ رویکردی فرصتطلبانه و انعطافپذیر هستند. این تحولات امکان دارد مسیر سیاستهای امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک منطقه را در دهه آینده تحت تأثیر قرار دهند، اما هنوز قطعی نیست که این محورها به بلوکهای نظامی یا اقتصادی سخت تبدیل شوند یا خیر.